AIFCO

AIFCO


 
ok6
انجام مطالعات تخصصی مهندسی HSE در صنایع فرآیندی
اسلاید 1
ارائه خدمات مشاوره ای مهندسی ایمنی در خصوص شناسایی خطرات انسانی، تجهیزاتی و فرآیندی
اسلاید 2
ارائه آموزش های تخصصی (تئوری و عملی) مهندسی حریق و آتش نشانی
اسلاید 3
انجام مطالعات تخصصی مدیریت بحران و شرایط اضطراری، مدیریت تداوم حیات سازمانی(BCMS) و سیستم فرماندهی حوادث (ICS)
اسلاید 4
ارائه خدمات مهندسی محیط زیست و پایش تخصصی پارامتر های هوا، آب، فاضلاب و خاک
اسلاید 5
پایش تخصصی عوامل زیان آور محیط کار با تجهیزات، نرم افزار ها و متد های نوین و ارائه راهکار های کنترلی کاملا بومی
اسلاید 6
ارائه خدمات مهندسی ایمنی و بازرسی فنی تجهیزات (ظروف تحت فشار، دیگ بخار، جرثقیل و آسانسور ها و ...)
 
  • طبقه بندی مناطق خطرناک در صنایع فرآیندی

    فعاليت بسياري از صنايع به گونه اي است كه با موادي كه احتمال انفجار آنها وجود دارد، سرو كار دارند و از اين رو ماهيتي خطرناک دارند. ريسك آتش سوزي يا انفجار در زمان حمل چنين موادي نيز بالا است. اين صنايع كه از آنها حرف مي زنيم محدود به صنايع شيميايي يا پتروشيمي نيستند.

    تعجب كرديد؟ سيلوهاي ذخيره سازي مواد، کارخانه هاي فرآوري كه حجم بالايي از مواد پودري را حمل مي کنند ،‌معادن ذغال سنگ، بسیاری از صنایع معدنی،  تانكرهاي بزرگ نفت و ... همگي مولد و عاملي را در بر دارند كه احتمال آتش سوزي و انفجار است. مثالهاي ديگري را نيز مي توان مطرح کرد از جمله شركتهاي توليدي نفت و گاز، ايستگاههاي توزيع مواد سوختي، كشتي هاي حامل محموله هاي مواد شيميايي، پايانه هاي ذخيره سازي مواد در بنادر، مراكز نگهداري تانكرها، صنايع توليد كاغذ ،‌كارخانه هايي كه با گاز كار کنند و حتي پمپ هاي بنزين مثالهايي از اين مناطق خطر هستند.

    احتمال انفجار تنها به اين مناطق خطر مشهور محدود نمي شود.مكاني كه به نظر به اندازه كافي بي خطر نشان مي دهد مثل سيلوي گندم مي تواند به عنوان منطقه اي خطرناک شناخته شود، زيرا گندم و كاه هاي آنها مي توانند سريع مشتعل شوند . در واقع چنين اشتعالي گاهي بسيار گسترده تر از انفجار گاز است. از اين رو تجهيزاتي كه گندم را در سيلوها جابه جا مي كنند مثل آسانسورها و نقاله ها حجم بالاي از غبار گندم را در خود دارند و به عنوان منطقه خطر دسته بندي مي شوند.

    فرآيند هاي مشابه توليدي مثل محل بو دادن، محل کار با آرد يا توليد پنبه نيز مي توانند به عنوان مناطق خطر دسته بندي شوند. در اين مناطق زمينه آتش سوزي و انفجار به دليل ماهيت موادي كه در آن است بالا مي باشد و به همين دليل به رويكردي متفاوت نسبت به مناطق صنعتي معمول نياز دارند. اگر اين مناطق به درستي شناسايي شوند و مهندسين ايمني در آنها بكار بسته شود، مشکلات و ريسك آتش سوزي و انفجار در جنين مناطقي كاهش مي يابد. در اين جزوه راهي به اين منظور تهيه شده است كه همانگونه كه از نامش بر مي آيد درباره نحوه طبقه بندي مناطق خطر شما را راهنمايي مي كند.

    اين راهنما براي كساني مفيد است كه در مناطق خطرناک بعنوان مهندس تكنسين تجهيزات با مسئول ايمني كار مي کنند. لازم به يادآوري است كه در اين كتاب از اشكال و روابط پيچيده رياضي كه براي بسياري از مهندسان نيز خسته كننده مي باشد.

     

    ·      چرا مناطق خطر را طبقه بندي مي كنيم؟

    اين اولين پرسش اساس است كه بايد به آن پاسخ دهيم ، چرا مناطق و مواردي را كه در آنها وجود دارد را طبقه بندي مي كنيم و آنها را خطرناک ميدانيم؟ دليلش اين است كه تجهيزات الكتريكي معمولي مثل موتورها يا لامپها را نمي توان در چنين مناطقي بدون در نظر گرفتن برخي ملاحظات باز دارنده از حوادث استفاده كرد و يا در چنين مناطقي نمي توانيم از تجهيزات الكتريكي که به صورت موقت انرژي درست مي کنند و اين مواد خطر ناك را مشتعل كرده و يا به انفجار مي انجامند و باعث آسيبي ايجاد حادثه اي عظيم مي شود، استفاده کنيم.

    از اين رو در مناطق خطرناک از تجهيزات و فايل الكتريكي خاصي استفاده مي كنيم كه در مقابل انفجار از ما محافظت مي کنند.

    توجه داشته باشيد كه وجود مواد آتش زا يا انفجاري در يك ناحيه به خودي خود به معناي ريسك بالاي آتش سوزي يا انفجار نيست. گازي قابل اشتعال بايد تحت شرايط خاصي به گونه اي با هوا تركيب شود تا انفجار رخ دهد. چون چنين شرايطي در همه مناطقي كه اين مواد نگهداري مي شوند به يك اندازه وجود ندارد، مفهوم طبقه بندي مناطق خطر به وجود آمده است . بايد يادآور شويم طبقه بندي مناطق خطر براي مناطقي صورت مي گيرد كه در آن مواد يا گاز هاي قابل اشتعال در عمليات و فعاليت هاي روز مره وجود دارد.

    در شرايط غير معمولي مثل نشت اتفاقي مقداري زيادي گاز قابل اشتعال چنين طبقه بندي به كار نمي رود زيرا چنين شرايطي به سادگي قابل پيش بيني نيست. در شرايط كاري روزمره برخي نواحي وجود دارند كه مواد و گاز هاي قابل اشتعال در آنها وجود دارند. بنابراين محل ذخيره گاز در يك تانكر، نواحي عايق كاري يك پمپ گاز، نواحي اطراف شير تانكر هايي كه محل نگهداري مواد مايعات قابل اشتعال همگي از مناطق خطر هستند كه بايد در رويت مناطق طبقه بندي قرار بگيرند. بعضي مناطق را با ريسك بالاي آتش سوزي و انفجار طبقه بندي مي كنيم و برخي را با ريسك كمتر مي پذيريم. برخي مناطق جزء در موارد نادر عاري از احتمال آتش سوزي مي دانيم. براي مثال اگر كرخانه اي صنعتي فضاي باز زيادي داشته باشد و ساختمان هاي اداري آن چند صد متر دورتر از کارخانه باشد احتمال انفجار در ساختمان اداري بسيار پائين است.

    نحوه طبقه بندي و جدا سازي اين مناطق به شيوه اي ساختار يافته موضوع اصلي اين كتاب است. پيش از آن كه به طبقه بندي مناطق بپردازيم به مرور برخي مفاهيم كليدي مي پردازيم.

    ·        مفاهيم كليدي

    خطر چيست؟

    خطر ويژگي ذاتي يك ماده است كه مي تواند به تجهيزات انسان يا محيط زيست آسيب برساند. مثالي از يك خطر مقدار زياد گاز قابل اشتعال است كه در يك مخزن تحت فشار نگهداري مي شود. از اين رو محلي كه مقدار زيادي گاز مقابل اشتعال را همانند تصوير زير در يك مخزن نگهداري مي كند، ‌مثالي از يك نقطه خطر است.

     

    شكل يك منطقه خطر

     

    ريسك چيست؟

    ريسك معياري است كه با آن احتمال رخ دادن يك حادثه نا مطلوب را مي سنجند. بنابراين اگر در محلي حجم بالايي از گاز قابل اشتعال آنطور كه بيشتر گفتيم، نگهداري شود يک سيستم ايمني قوي در آن جا وجود داشته باشد كه مانع از نشت گاز، ‌انفجار و يا هر نوع حادثه ديگري شود احتمال وقوع حادثه پائين خواهد آمد و از اين رو ميتوان گفت كه ريسك آن پائين است. ريسك همچنين به شدت پيامد حادثه نيز بستگي دارد. تصور كنيد اگر مخزن اَستون (ماده اي به شدت قابل اشتعال) منفجر شود چه فاجعه اي رخ خواهد داد. منظورها از شدت حادثه ميزان آسيبي است كه بروز يك حادثه ايجاد مي كند.

    بنابراين ريسك مساوي است با احتمال وقوع حادثه × شدت حادثه

    همانطور كه ميدانيد شدت حادثه براي آتش سوزي و انفجار در مناطق خطر بسيار بالا است، بنابراين مطابق فرمول بالا اگر بخواهيم ريسك را كاهش دهيم تنها بايد بر روي كاهش احتمال وقوع حادثه متمركز شويم چرا كه با تقريب خوبي هيچ امکاني براي كنترل وقوع و شدت حادثه نداريم. با طبقه بندي مناطق خطر به دنبال كاهش احتمال وقوع حادثه و به اين ترتيب كاهش ريسك مستقيم هستيم.

    آيا ميتوانيم از ريسك به صورت مطلق اجتناب كنيم؟

    وجود جهان بدون ريسك نا ممكن است. همه مي دانند كه راندن ماشين ريسك بيشتري از پرواز هواپيما دارد. اما اقامت در يك خانه نيز با ريسك همراه است و ريسك آن صفر نيست.

    از آنجائيكه نمي توان از ريسك اجتناب كرد بايد آن را به شيوه اي منطقي مديريت كنيم ما اين كار را نا خوداگاه در فعاليتهاي روزمره بي آنكه متوجه باشيم انجام مي دهيم براي مثال براي كاهش ريسك تصادف با يك اتومبيل در هنگام رانندگي در خيابان شلوغ با عبور نكردن از چراغ قرمز و توجه به ماشين هايي كه از روبرو مي آيند ريسك تصادف را كاهش مي دهيم. توجه كنيد كه در اينجا نيز نمي توانيم شدت حادثه را كم كنيم. شدت حادثه تصادف با يك خودرو مي تواند منجر به مرگ، معلوليت يا جراحت شود. از آنجائيكه هيچ كنترلي بر شدت حادثه نداريم عامل ديگر ريسك را كه احتمال وقوع حادثه است كاهش مي دهيم. به شيوه مشابهي ريسك محل يا ذخيره سازي حجم بالايي از مواد انفجاري قابل اشتعال را با طبقه بندي نواحي خطر كه احتمال آتش گرفتن اين موارد را كاهش مي دهد، مديريت مي كنيم.

    طبقه بندي مناطق خطر، معيار ريسك

    طبقه بندي منطقه خطر در پي آن است كه ريسك انفجار در اين مناطق را نشان بدهد. اين كار نمي تواند انفجار يا عدم انفجار و ريسك ناحيه را به طور دقيق پيش بيني كند و مناطق خطر را به جايي كه احتمال انفجار بيشتر و يا كمتر است و يا نامتحمل است تقسيم مي كند. اين طبقه بندي ابزاري در اختيار ما مي گذارد كه ريسك انفجار در چنين مناطقي را اندازه گيري كنيم .

    مزاياي طبقه بندي مناطق خطر

    اگر طبقه بندي مناطق خطر به درستي انجام شود ، مزاياي زير را در بر خواهد داشت:

    1-    شرح مشخصات ريسك کارخانه يا سايت را به ما مي دهد و ما مي توانيم به كمك آن كارها را ايمن تر انجام دهيم . اين امر به مديريت ارشد كمك مي كند تا ريسك واقعي را متوجه شود و با استراتژي هاي مناسبي بر آنها غلبه كند.

    2-    به ما كمك مي كند تا با هزينه اي اقتصادي تجهيزات الكتريكي و ابزارهاي مناسبي را طراحي، به کار گيريم و كنترل كنيم تا به آتش سوزي و انفجار منجر نشود.

    3-    هزينه هاي نهايي استفاده قواعد و استانداردها را كاهش مي دهد. فعاليتها و عمليات جاري را ايمن تر و سودمند تر مي سازد.

     

     

    طبقه بندي مناطق چگونه انجام مي شود؟

    با تشخيص برخي مناطق کارخانه يا سايت به عنوان منطقه خطر، را ( با ................ ) مشخص مي كنيم كه چه ناحيه اي خطرناكتر است و به توجه يا تجهيزات بيشتري نياز دارد و چه منطقه اي كم خطرتر است. همچنين متوجه مي شويم كه چه مناطقي ايمن هستند.

    با اين كار شرح مشخصات ريسك براي مديران ارشد روشن مي شود و آنان متوجه خواهند شد كه چه مناطقي در کارخانه ريسك بيشتري نسبت به ديگر مناطق دارند. طبقه بندي مناطق به مديران عملياتي اين امكان را مي دهد كه با انتخاب معيارهاي ايمني مناسب در نواحي شناخته شده از ريسك پرهيز کنند و به اين ترتيب ريسك كلي کارخانه را كاهش دهند. همچنين مي توانند عمليات، مواد و حركت كاركنان را به نحوي طرح ريزي کنند كه مانع دسترسي به اين نواحي شوند و رويه هاي خاص كاري را براي چنين مناطقي ايجاد کنند.

    طبقه بندي مناطق چگونه به كاهش هزينه ها كمك مي كند؟

    طبقه بندي مناطق الكتريكي به ما خاطر نشان مي كند كه چه نوع تجهيزاتي بايد در آن مناطق به كار گرفته شود و از چه تجهيزاتي نمي توان استفاده كرد. چگونه اين كار انجام مي شود؟

    براي مثال تجهيزات الكتريكي ضد انفجار تنها در برخي نواحي به كار گرفته مي شوند. اين تجهيزات شناسنامه و شناسه هاي ويژه اي دارند كه به ما مي گويد كه آيا مي توان از آنها در نواحي خطرناک خاصي استفاده كرد يا نه؟ بر اين اساس ما مي توانيم از اين تجهيزات در مناطق پر خطر بدون نگراني استفاده كنيم.

    بنابراين برخي تجهيزات و ابزارهاي الكتريكي را تنها مي توان در ناحيه 2 به كار گرفت، در حاليكه برخي ديگر در ناحيه خطر 1 نيز كاربرد دارند. طبقه بندي بر اساس نواحي خطر را در ادامه توضيح مي دهيم. هزينه اين تجهيزات بسته به نوع محافظت و مناسب بودن براي استفاده در نواحي مختلف فرق مي كند. بنابراين اگر مهندس طراح به اشتباه ناحيه اي امن را خطرناك طبقه بندي كند، و يا حتي اگر ناحيه اي را كه بايد در ناحيه خطر 2 طبقه بندي كند خطر 1 بداند ناگزير بايد هزينه بيشتري براي خريد تجهيزات ضد انفجار با قابليت بيشتر پرداخت كنيد. چنين تجهيزاتي هزينه نگهداري بيشتري نيز در بردارند. بنابراين در دوره عمر خود نيز هزينه بيشتري را به شركت تحميل مي كنند.

    از سوي ديگر، اگر منطقه خطري به اشتباه جزو مناطق ايمن طبقه بندي شود هزينه آن بسيار بالاست چرا كه ممكن است به انفجار ناخواسته اي منجر شود كه پيامدهايي مالي و جاني در پي داشته باشد و تصوير شركت را نيز مخدوش سازد. چنين اتفاقاتي ممك است حيات شركت را نيز به خطر اندازد.

    بنابراين طبقه بندي درست مناطق خطر از منظر هزينه نيز همانند موضوع مهندسي ايمني اهميت دارد. در ادامه، ابتداد برخي مفاهيم اساسي آتش سوزي و انفجار را مرور خواهيم كرد. حتي اگر شما از اين مفاهيم مطلع باشيد مرور آنها مفيد خواهد بود. ما برخي مفاهيم اساسي درباره مواد خطرناك را مرور خواهيم كرد كه به ماده درك بهتر طبقه بندي مواد و مناطق كمك خواهد كرد.

    اصول آتش سوزي و انفجار

    ×      آتش سوزي

    آتش با سه عامل ايجاد مي شود:

     منبع آتش ، سوخت و اكسيژن

    وجود اين سه عامل براي تداوم آتش سوزي ضروري است كه مثلث آتش سوزي مشهور است .

    ×      مواد خطرناك يا آتش زا

    ماده آتش زا مي تواند گاز ، بخار ، مايع يا جامد باشد، كه به راحتي با اكسيژن هوا تركيب مي شود و مي تواند به آتش سوزي مداوم يا انفجار منجر شود.

    اين اتفاق عموما با يک جرقه، يک شعله کوچک و يا داغ شدن محيط ايجاد مي شود. در ادامه بحث مواد آتش زا، مواد غير آتش زا، مواد خطرناک و مواد انفجاري را مشابه مي گيريم و تنها خطري که در نظر مي گيريم خطر آتش گرفتن و يا انفجار اين مواد است بنابراين خطرات چنين موادي مد نظر ما نيست. مواد آتش زا مي تواند شامل مواد زير باشد:

    -       بخار قابل اشتعالي که از يک مايع متصاعد مي شود.

    -       نشتي قابل اشتعال

    -       گازهاي قابل اشتعال

    -       غبار قابل احتراق

    چرا مايعات قابل اشتعال را در اين دسته نگنجانده ايم؟ اگر به رفتار مايعاتي که قابل اشتعال خوانده مي شوند مثل بنزين دقت کنيم، متوجه خواهيم شد که چنين موادي منشاء آتش سوزي نيستند، بلکه بخارات و يا نشتي آنها عامل مهمي در آتش سوزي است. بنابراين مايع آتش زا به اين معنا تعريف مي شود که مايعي است که در دما و فشار خاصي نگهداري و يا محل مي شود بخاراتي از آن ساطع مي شود که فضاي مناسبي براي آتش سوزي فراهم مي کند.

    ×      مثلث آتش

    3 جزئي که در هر آتش سوزي حضور دارند 3 عاملي است که در مثلث آتش ديده مي شوند. براي پرهيز از آتش موزي بايد يکي از اين سه عامل را حذف کرد. اگر آتش سوزي اتفاق افتاده است نيز يکي از اين سه عامل را از محل آتش سوزي دور کرد. در مناطق خطر سوخت وجود دارد (حجم بالايي از مواد آتش زا) اکسيژن نيز در هوا موجود است. بنابراين دو عامل از سه عامل مثلث هميشه حاضر هستند.

    بروز عامل سوم منجر به آتش سوزي خواهد شد. هدف ما ايجاد مانع براي عامل سوم در مناطق خطر است. چرا که هيچ راه ديگري براي جلوگيري از آتش سوزي وجود ندارد. نمي توانيم سوخت را برداريم چرا که براي توليد، فرآيند هاي کاري، ذخيره سازي يا فرآيند هاي ديگر به آن احتياج داريم . اکسيژن را نيز نمي توان حذف کرد. ايجاد خلاء در اطراف منبع سوخت بسيار گران است. بنابراين تنها راه منطقي که باقي مي ماند ايجاد مانع بر سر راه عامل سوم است.

    بنابراين در چنين مناطقي استفاده از سيگار ، فندک، جوش کاري و يا روشن کردن آتش ممنوع است. همچنين استفاده از تجهيزات الکتريکي که به راحتي جرقه توليد مي کنند ممنوع است تنها از وسايل الکتريکي + در اين مناطق استفاده مي شود که براي اين مناطق طراحي و توليد شده اند. مثلث آتش در شکل زير نشان داده شده است.

    شکل 2 مثلث آتش

     

    انفجار

    انفجار چيست؟

    انفجار مي تواند به صورت دستي و پا خود به خود اتفاق بيفتد . از نگاه ها انفجار آزاد شدن غير قابل کنترل انرژي است که با افزايش ناگهاني حجم گازها و يا احتراق سريع مواد آتش زا همراه است.

    شکل 3 يک انفجار

     

    ويژگي هاي مواد خطرناک

         در ادامه برخي ويژگي هاي مواد خطرناکي را که به حوادث آتش سوزي و انفجار منجر مي شوند را مرور مي کنيم اين دو ار عبارتند از:

    1-    حد پائين انفجار و حد بالاي انفجار

    2-    دماي احتراق

    3-    دماي تداوم آتش

    4-    دماي احتراق خود به خودي

    5-    حد پائين انفجار و حد بالاي انفجار

    1-    حد پائين انفجار و حد بالاي انفجار

     حد پائين انفجار (LEL) و حد بالاي انفجار (UEL) به چه معني هستند؟ همانطور که پيش تر عنوان شد براي ايجاد آتش بايد مقداري کافي اکسيژن وجود داشته باشد و بنابراين مخلوط هوا و نجار قابل اشتعال تنها وقتي آتش مي گيرد که اکسيژن کافي براي احتراق آن وجود داشته باشد. اگر ماده آتش زا خيلي کم باشد ترکيب سوخت و هوا بسيار کم بوده و آتش نمي گيرد اگر مقدار سوخت زياد باشد نيز مخلوط سوخت و هوا بسيار غليظ بوده و باز هم آتش نخواهد گرفت. حد پائين ترکيب هو و سوخت که آتش نمي گيرد به حد پائين احتراق (LEL) موسوم است. حد بالاي ترکيب هوا و سوخت که آتش نمي گيرد به حد بالاي انفجار (UEL) موسوم است.

    بنابراين مي توان گفت که ترکيبي از سوخت و هوا که بين حد بالا و پائين احتراق قرار دارد خطرناک بوده و با بروز يک منبع آتش سوزي آتش خواهد گرفت.

    آيا چنين حدودي براي تمام مواد خطرناک يکسان است؟ نه بي ترديد اينطور نيست. مواد مختلف حد بالا و پائين احتراق متفاوتي دارند. براي درک بهتر اين موضوع به نمودار شکل 4 نگاه کنيد که در آن حد بالا و پائين احتراق چند ماده نشان داده شده است.

    شکل 4 حد بالا و پائين احتراق چند ماده آتش زا

     

    همانطور که در شکل 4 ديده مي شود برخي مواد خطرناکتر هستند چرا که فاصله ميان حد بالا و پائين احتراق آنها بسيار زياد است و براي مثال استيلن خطرناکتر از هيدروژن است و هيدروژن نيز از اتيلن و اتيلن نيز از پروپان خطرناکتر هستند. بنابراين مواديکه ميزان حد بالا و پائين احتراق آنها مشابه يکديگر است در يک گروه قرار مي گيرند. چنين کاري را طبقه بندي مواد مي نامند به اين موضوع در ادامه اين کتاب خواهيم پرداخت.

    شکل 4 گروههاي مختلف مواد را نشان مي دهد. اين گروه ها در استاندارد هاي مختلف نام هاي متفاوتي مي گيرند.

    دماي احتراق

    دماي احتراق مايعي آتش زا کمترين دمايي است که در آن اين مايع به صورت مخلوطي از هوا و بخار در مي آيد و به سادگي قابل اشتعال است. اين دما به ما گوشزد مي کند که اين ماده تا به چه حد مستعد آتش گرفتن است. البته اگر اين مخلوط هوا و بخار در معرض آتش زايي قرار نگيرد آتش نخواهد گرفت.

         برخي مواد فرار و آتش زا مثل بنزين دماي احتراقشان حدود ºF55- است که کمتر از دماي معمول محيطي است که بنزين در آن نگهداري مي شود. به همين علت در نزديکي پمپ بنزين ها مراقب هر نوع عامل آتش زا هستند.

    دماي تداوم آتش سوزي

    دماي تداوم آتش سوزي دمايي بالاتر از دماي احتراق است که در آن مايع آتش زا پس از حذف عامل آتش زايي همچنان سوختن آن دوام دارد.

    دماي احتراق خود به خودي

    دماي احتراق خود به خودي کمترين دمايي است که در آن ماده خود به خود در فشار معمولي بدون منبع آتش زايي بيروني شروع به سوختن مي کند. براي مثال دماي آتش سوزي خود به خودي بنزين بين 570 – 475 درجه فارنهايت است.

    پودرهاي قابل احتراق

    تاکنون بر مايعات فرار و قابل اشتغال و گازهاي قابل انفجار تمرکز داشتيم اما پودرها و ذرات گرد نيز مي توانند خطرناک باشند. متأسفانه کمتر به اين موضوع توجه مي شود و در نتيجه انفجار حاصل از اين ذرات گرد بارها در صنايع مختلف رخ مي دهد. يک دليل آن است که همه مي دانند بنزين بسيار قابل اشتغال بوده و ممکن است منفجر شود بنابراين افراد در هنگام حمل آن حتي در مقدار کم بسيار مراقب هستند به همين علت کمتر اتفاق مي افتد که در هنگام پر کردن باک در پمپ بنزين سيگار روشن کند اما اغلب افراد نمي دانند که ذرات گرد شکر يا ذرات پنبه نيز مي توانند خطرناک باشند. اگر اکثر مردم چيزي را کم خطر از نشاسته يا ذرات ت پنبه نمي توانند اما در کارخانه هاي فرآوري اين مواد ذرات گردهاي اين دو مي تواند خطرناک بوده و به آتش سوزي هاي مهيبي منجر شود. براي مثال مي توان به آتش سوزي اي اشاره کرد که در کارخانه شکري واقع در آمريکا Ga فوريه 2558 رخ داد. اين آتش سوزي يکي از بدترين آتش سوزي هايي از اين دست بود که به کشته شدن 4 نفر و جراحت 38 نفر منجر شد. 14 نفر از اين مجروحان نيز سوختگي هاي شديد داشتند. آنچه باعث آتش سوزي شد جمع شدن حجم بلايي از گرد و غبار شکر در فضاي کارخانه بود. در زمانيکه اين کتاب نوشته مي شد هيأت تحقيق خطرات و ايمني شيميايي آمريکا هنوز در حال بررسي اين حادثه بودند. براي اطلاعات بيشتر درباره اين حادثه به آدرس اينترنتي مراجعه کنند.

    چه ذرات گرد و غباري قابل اشتعال هستند؟

    در ادامه فهرستي کوتاه از چنين مواردي ارائه شده است:

    1-    ذرات ريز زغال سنگ

    2-    ذرات پنبه

    3-    نشاسته

    4-    ذرات گرد اره

    5-    ذرات چوب

    6-    شکر

    7-    شيرخشک

    اين ذرات وقتي به طور متراکمي در هوا وجود داشته باشند و اکسيژن نيز به قدر کفايت وجود داشته باشد و همچنين عامل آتش زا نيز بروز کند منفجر خواهد شد. همانند مثلث آتش براي مايعات و گازهاي آتش زا در مورد ذرات آتش زا 5 عامل 5 ضلعي آتش سوزي وجود دارد که در ادامه توضيح مي دهيم.

    5 چيز براي آتش سوزي حاصل از ذرات معلق لازم است.

    1.    ذرات قابل اشتعال

    2.    تشکيل ابري از ذرات معلق (که به قدر کفايت متراکم باشد.)

    3.    فضاي محصور

    4.    اکسيژن (که معمولا در هوا وجود دارد.)

    5.    عامل آتش زا

    براي وقوع آتش سوزي حاصل از ذرات معلق وجود تمام موارد 5 گانه ضروري است. حتي اگر يکي از اين موارد حاضر نباشد آتش سوزي در کار نخواهد بود. اين 5 عامل را به شکل 5 ضلعي آتش سوزي حاصل از ذرات معلق نشان مي دهند. هر ضلع 5 ضلعي يکي از عوامل 5 گانه بالا را نشان مي دهد. حتي اگر يک ضلع اين 5 ضلعي از دست برود آتش سوزي هيچگاه رخ نخواهد داد.

         5 ضلعي آتش سوزي حاصل از ذرات معلق در شکل 5 نشان داده شده است.

    شکل 5 . 5 ضلعي آتش سوزي حاصل از ذرات معلق

     

    ايده هاي بنيادين طبقه بندي نواحي خطر

    سؤال مهمي که به ذهن خطور مي کند اين است که چگونه مي توان يک ناحيه را خطرناک يا ايمن طبقه بندي کرد؟

    نواحي خطر در يک کارخانه به طور معمول بر مبناي دو عامل طبقه بندي مي شوند. عامل اول احتمال وجود ماده آتش زا در يک ناحيه است و عامل دوم نوع ماده اي است که در آن مکان وجود دارد. بنابراين طبقه بندي نواحي را متمايز مي کنند. مناطق و همچنين مواد را نيز طبقه بندي مي کنند. عامل سوم ، دما نيز بسيار مهم است و طبقه بندي دما نيز صورت مي گيرد.

    وقتي از طبقه بندي نواحي صحبت مي کنيم منظورمان فقط متمايز کردن نواحي نيست بلکه شامل طبقه بندي مواد و دما نيز براي آن مکان مد نظر مان مي باشد. بنابراين مکاني که در آن ماده اي مثل استون نگهداري مي شود ميزان خطرش با ناحيه اي که در آن سولفيد کربن نگهداري مي شود متفاوت است. از اين رو وقتي از منطقه اي خطرناک حرف مي زنيم بايد به هر 3 عامل طبقه بندي ناحيه، طبقه بندي مواد و طبقه بندي دما به طور همزمان توجه داشته باشيم.

    1.    احتمال وجود مواد خطرناک در شرايط احتراق در يک ناحيه

    اين احتمال مبتني بر تعداد ساعاتي است که در طي يک سال چنين شرايطي وجود دارد براي مثال 100 ساعت از 1000 ساعت کاري يک کارخانه.

    2.    نوع مواد خطرناکي که در آن کارخانه وجود دارد.

    هرچند تمام موادي که تاکنون درباره شان صحبت کرده ايم خطرناک هستند برخي از آنها خطرناکتر از بقيه هستند، ميزان خطر مواد بسته به داده هاي نظري و تجربي متفاوت است و همچنين امر مبنايي برا ي طبقه بندي مواد خطرناک مي باشد و با نگاهي دوباره به نمودار حد بالا و حد پائين احتراق مواد مختلف (شکل 4) اين موضوع را روشن تر مي کند.

    3.    بالاترين دمايي که در محيط مي تواند داشته باشد.

    هر ماده اي رفتار متفاوتي دارد و اين رفتار نيز در دماهاي مختلف فرق مي کند. براي مثال برخي مواد در تماس با يک سطح داغ خود به خود آتش مي گيرند . بنابراين دماي زمين عامل مهمي در طبقه بندي به شمار مي رود.

    استانداردهاي طبقه بندي

    ابتدا از خودمان سؤال مي کنيم که چه استانداردهايي را بايد رعايت کنيم. استانداردهاي ملي و بين المللي متعددي براي مناطق خطرناک وجود دارد. اما اين طبقه بندي ها را مي توان در دو دسته کلي خلاصه کرد:

    1-    استانداردهاي آمريکاي شمالي

    2-    استانداردهاي کميسيون بين المللي برق فني/ اروپائي

    اين دو نوع استاندارد تنها در منطقه خاص خودشان به کار نمي روند. براي مثال شعبه آفريقايي يک شرکت چند مليتي آمريکايي ممکن است از استانداردهاي آمريکاي شمالي استفاده کند هر چند کارخانه اش بيرون در آمريکاي شمالي است و استاندارد کميسيون بين المللي برق فني (IEC) مشابه استانداردهاي اروپائي است، انتظار مي رود تمام کشورهاي عضو (IEC) از جمله آمريکا از اين استاندارد پيروي کنند. اما استاندارد آمريکاي شمالي هنوز مرسوم است و در آمريکاي شمالي استفاده مي شود. تلاش هايي براي انطباق اين دو استاندارد صورت گرفته براي کاربران اين استانداردها آشنايي با هر دو اين استانداردها مهم است. چرا که استانداردهاي ملي از اين دو استخراج شده اند و هرجايي که شما باشيد حتي اگر از استاندارد ملي پيروي کنيد متوجه خواهيد شد که اين استاندارد از يکي از اين دو استاندارد استخراج شده است.             ابتدا نگاهي به سيستم اروپائي که رايج تر است مي اندازيم.

         سيستم اروپائي / سيستم ( IEC )

    -       ( IEC ) علامت اختصاري کميسيون بين المللي الکتروفني است و بيشتر کشورهاي دنيا از جمله آمريکا عضو آن هستند با اين حال سيستم ( IEC ) در آمريکاي شمالي رايج نيست و سيستم ديگري در آنجا استفاده مي شود که در ادامه به آن خواهيم پرداخت.

    سيستم اروپائي بر مبناي نواحي شکل گرفته است. هر منطقه خطرناکي بر مبناي ميزان وجود مخلوط گازهاي خطرناک به چند ناحيه مختلف تقسيم مي شود.

    ابتدا مروري بر طبقه بندي مناطق براي مايعات و گازهاي قابل اشتغال خواهيم پرداخت سپس طبقه بندي نواحي براي ذرات آتش زا را مرور خواهيم کرد.

    نواحي مختلف و مطابق استاندارد ( IEC ) در ادامه توضيح داده شده اند.

    ناحيه 0: ناحيه اي است که در آن ميزان بالايي از گازهاي خطرناک وجود دارد. براي اين که متوجه ميزان خطر بشويم مثالي مي زنيم. ناحيه 0 به معناي وجود گازهاي خطرناک در يک منطقه براي بيش از 1000 ساعت طي يک سال است.

    ناحيه 1: در اين ناحيه ميزان گازهاي خطرناک کمتر است. به بيان کمي اگر گام هاي خطرناک به مدت 10 تا 1000 ساعت طي يکسال در محيطي وجود داشته باشند آنجا را در گروه ناحيه 1 قرار مي دهيم.

    ناحيه 2: در اين ناحيه نيز احتمال وجود گازهاي خطرناک هست اما به اندازه ناحيه 1 نيست. به بيان کمي اگر در ناحيه اي گازهاي خطرناک به مدت 6 دقيقه تا 10 ساعت طي يکسال وجود داشته باشد آن منطقه را ناحيه 2 مي خوانيم.

    با توجه به مطالب بالا مي توان گفت که ميزان خطر از ناحيه 0 به فاصله 2 کمتر مي شود . بنابراين ناحيه 0 خطرناکترين ناحيه و ناحيه 1 از ناحيه 2 خطرناک تر است.

    خلاصه آنچه گفتيم در جدول زير ارائه شده است.

    شرايط

    زمان وجود ماده خطرناک

    ناحيه براساس استاندارد IEC

    ميزان خطر

    ناحيه اي که در آن ترکيب گازهاي قابل اشتعال و هوا به طور مداوم يا به مدت طولاني وجود دارد.

    بيش از 1000 ساعت در سال

    ناحيه 0

    بالا

    ناحيه اي که در آن ترکيب گازهاي قابل اشتعال بطور نسبي وجود دارد.

    10 تا 1000 ساعت در سال

    ناحيه 1

    متوسط

    ناحيه اي که در آن ترکيب گازهاي قابل اشتعال خيلي کم است و يا به مدت بسيار کمي در محيط وجود دارد.

    کمتر از 10 ساعت در سال

    ناحيه 2

    پائين

     

     

    گروه ها:

    در سيستم IEC مواد به گروه هاي زير تقسيم مي شوند.

    گروه 1:

    گروه 2: گازهاي قابل اشتعالي مثل هيدروژن، پرپان و يا بخارات قابل اشتعالي مثل استون و بنزن گروه 2 به 3 زير گروه A، B، C تقسيم مي شوند. زمانيکه طبقه بندي مواد را بررسي مي کنيم آنها را بيشتر بررسي خواهيم کرد.

    گروه 3: ذرات ريز مثل غبار زغال، براده هاي آهن ، کاه و . .

    براي اطلاعات بيشتر درباره استانداردهاي مختلف (IEC) مي توانيد به وب سايت آن به آدرس http://www.IEC.ch مراجعه کنيد.

     

     

    سيستم آمريكايي (‌NEC )

    براي جزئيات كامل اين سيستم به قانون ملي برق مصوب سال 2008( آخرين مصوبه در زمان تامين اين كتاب )‌مراجعه نمائيد . ماده 500 اين قانون به NEC مربوطه مي شود و در آن جزئيات آمده است . به طور خلاصه اين سيستم شامل طبقه ، بخش و گروه مي شود .

    طبقه به نوعي ماده خطرناك اشاره دارد.

    طبقه ها

    طبقه 1: جائي است كه در آن گازهاي قابل اشتعال و بخارات حاصل از نتيجه مايعات قابل اشتعال و يا قابل احتراق به اندازه اي وجود دارد كه براي اشتعال آن كفايت مي كند .

    طبقه 2: اين طبقه مكاني است كه به دليل وجود غبارات قابل احتراق خطرناك است .

    طبقه 3: مكاني است كه به دليل ايجاد مواد يا ذرات قابل اشتعال در زمان حمل ، توليد و يا استفاده از اين ها خطر ناك است . اما در اين طبقه ذرات معلق به آن اندازه در هوا متراكم نيستند كه براي آتش گرفتن كفايت كند .

    بخش ها

    سيستم آمريكايي به جاي نواحي از بخش استفاده ميكند . اما به جاي 3 ناحيه سيستم IEC تنها 2 بخش وجود دارد .

     

    بخش 1:اگر در ناحيه اي احتمال وجود تركيب گازهاي خطرناك بالا باشد آن را در بخش 1 طبقه بندي مي كنند .

    بخش 2: اگر در منطقه اي احتمال وجود گازهاي خطرناك كمتر از ناحيه 1 باشد آن را در بخش 2 قرار ميدهند . ميتوان ناحيه 0 و 1 سيستم اروپائيها را معادل بخش 1 در سيستم آمريكايي دانست .

    ناحيه 2 نيز معادل بخش 2 است، مطالبي را كه عنوان كرديم در جدول زير خلاصه مي كنيم .

    شرايط

    معادل سيستم اروپائي

    سيستم آمريكائي

    ميزان خطر

    وجود مداوم يا طولاني مدت گازهاي خطرناك

    ناحيه 0

    بخش 1

    بسيار بالا

    وجود ميزان كمتر گاز يا وجود گاز در دوره هاي زماني كوتاهتر

    ناحيه 1

    بخش 2

    بالا

    احتمال كم وجود گاز خطرناك . اين ناحيه به طور كامل ايمن نيست و گازهاي خطرناك براي مدت كوتاه وجود دارد.

    ناحيه 2

    بخش 2

    پائين

     

    آيا اين سيستم طبقه بندي براي ذرات معلق نيز قابل استفاده است؟ خير، طبقه بندي ذرات معلق به شيوه ديگري است كه در ادامه آمده است.

    استانداردهاي طبقه بندي ذرات غبار آتش زا – سيستم IEC

    طبقه بندي IEC براي ذرات غبار مثل گازها و بخارات آتش زا است. 3 ناحيه بر اساس احتمال وجود ذرات ريز قابل اشتغال وجود دارد. اين نواحي به ناحيه 20 ، فاصله 21 و ناحيه 22 موسوم هستند.اين نواحي به همراه توضيحات آن در جدول زير خلاصه شده است.

    شـــــــرايـــــط

    ناحيه IEC

    ميزان خطر

    ناحيه اي كه در آن گرد و غبار قابل اشتعال به طور مستمر يا در اكثر مواقع وجود دارد و اين مقدار به اندازه اي است كه ميتواند ايجاد حريق نمايد

    ناحيه 20

    بسيار بالا

    ناحيه اي كه در آن ذرات قابل اشتعال در شرايط عادي در موارد اندكي وجود دارند . و مقدار آن به اندازه اي است كه مي تواند ايجاد حريق نمايد.

    ناحيه 21

    بالا

    ناحيه اي كه در آن ذرات قابل اشتعال به ندرت وجود دارد و يا تنها براي زمان اندكي در محيط هستند و يا با فاصله اي كه در آن تجمع ذرات قابل اشتعال به اندازه اي است كه احتمال آتش گرفتن آنها كم است .

    ناحيه 22

    پائين

     

     

    سيستم آمريكاي شمالي

    سيستم آمريكاي شمالي براي ذرات قابل اشتعال مشابه همان سيستم براي گارها و مايعات قابل اشتعال است .

    كلاس ذرات در سيستم آمريكاي شمالي طبقه 2 است . طبقه بندي ذرات در سيستم آمريكايي در جدول زير آمده است .

    شـــــــرايط

    بخش

    ميزان خطر

    منطقه اي كه در آن ذرات قابل اشتعال به طور مستمر يا در اكثر مواقع در شرايط عادي وجود دارد و مقدار آن به اندازه اي است كه مي توان ايجاد انفجار يا آتش سوزي نمايد و يا لايه اي ضخيم از ذرات بر روي زمين تشكيل مي شود در ضمن اين بخش شامل منطقه هايي است كه در آن خطاهاي مكانيكي يا عملكرد نا مناسب تجهيزات ممكن است چنين تركيب آتش زايي را ايجاد نمايد.

    بخش 1

    بالا

    منطقه اي كه در آن ذرات قابل اشتعال به طور مستمر و يا در اكثر مواقع در شرايطي كه كارها به صورت عادي پيش نمي رود به وجود مي آيد و مقدار آن نيز به حدي است كه مي تواند منجر به آتش سوزي شود . اين منطقه شامل جاهايي است كه ذرات آتش سوزي را جمع مي شود اما مقدارش به حدي نيست كه در شرايط عادي كار تجهيزات الكتريكي را مختل كند . اما باعث مي شود كه علاوه بر اين جاهايي كه در آن ذرات قابل اشتعال در معرض تجهيزات الكتريكي قرار مي گيرند و مي توانند در مواردي كه دستگاه دچار عيب مي شود به آتش سوزي منجر شود را نيز شامل مي شوند.

    بخش 2

    پائين

    الياف قابل اشتغال در سيستم آمريكاي شمالي در طبقه 3 قرار ميگيرند . طبقه بندي اين مواد در جدول زير آمده است .

    شرايط

    بخش

    ميزان خطر

    ناحيه اي كه در آن الياف قابل اشتعال توليد و يا استفاده ميشود . براي مثال ميتوان به پنبه ، الياف پارچه اشاره كرد . كارخانه نيز پاك كني .

    بخش 1

    بسيار بالا

    فاصله اي كه در آن الياف قابل اشتعال حمل و يا ذخيره مي شوند.

    بخش 2

    بالا

     

    در ادامه به طبقه بندي مواد مي پردازيم .

    طبقه بندي مواد

    مواد خطرناك ميزان خطر متفاتي دارند . به عبارت ديگر برخي مواد به طور ذاتي خطرناكتر هستند . بنابراين علاوه بر توصيف منطقه بايد موادي كه در اين نواحي استفاده مي شود را طبقه بندي كرد . در اينجا نيز 2 سيستم عمده اروپائي و آمريكايي شمالي وجود دارد.

    سيستم IEC

    سيستم IEC به مواد مختلف كه در طبقات متفاوت چيده شده اند تقسيم مي شود كه عبارتند از گروه I ، گروه II و III . اين تقسيم بندي در زير آمده است :

    گروه I: ابزارهاي معدني به ويژه معادن زير زميني كه شامل گازهاي متال هستند .

    گروه II: گازهاي قابل اشتعال مثل پروپان و هيدروژن و ..... و همچنين بخارات قابل اشتعالي مثل استون و بنزين.

    به زير گروه هاي C,B,A تقسيم مي شود.

     

     

    گاز يا بخار نماينده

    گروه

    درجه خطر

    هيدروژن

    IIC

    بالا

    اتيلن

    IIB

    متوسط

    پروپان

    IIA

    پائين

     

    ميزان خطر براي مواد IIC بالا تر و براي گروه IIA پائين تر است .

    گروه III : ذراتي مثل ذرات زغال ، غلات و فلزات .

    سيستم آمريكاي شمالي

    در سيستم آمريكايي هر طبقه به چند گروه تقسيم مي شوند . بنابراين طبقه 1 چهار گروه A,B,C,D را شامل مي شود . هر گروه شامل يك يا چند ماده با ويژگي هاي انفجاري مشابه هست . ميزان خطر به عكس سيستم اروپائي است بنابراين گروه A پر خطرترين و گروه D كم خطرترين در اين دسته مي شود .

    در جدول زير گروه هاي طبقه 1 آمده اند.

    طبقه

    گروه

    ماده نمونه

    طبقه I

    A

    استلن

    طبقه I

    B

    هيدروژن

    طبقه I

    C

    اتيلن

    طبقه I

    D

    پروپان

     

    در ضمن توجه داشته باشيد سيستم IEC 3 گروه داشت ، ما سيستم آمريكايي 4 گروه دارد. طبقه 2 نيز گروه هاي متفاوتي دارد اين گروه ها E,F,G  ناميده مي شوند تا به راحتي بتوانيم متوجه شويم كه در طبقه 2 قرار دارند . جدول زير موارد اين گروه ها را نشان مي دهد .

     

     

     

    طبقه

    گروه

    ماده نمونه

    طبقه II

    E

    ذرات آلومينيوم و منيزيون

    طبقه II

    F

    هواي حاوي ذرات كربني قابل اشتعال مثل زغال و زغال سنگ

    طبقه II

    G

    ذراتي كه در گروه E,F قرار ندادندمثل آرد و ذرات غلات

     

    در جدول زير طبقه بندي مواد اين 2 سيستم مقايسه شده اند .

     

    نمونه ماده / گاز

    سيستم IEC

    گروه بندي سيستم آمريكاي شمالي

    استيلن

    IIC

    A

    هيدروژن

    IIC

    B

    اتيلن

    IIB

    C

    پروپان

    IIA

    D

    متيل

    -

    E

    زغال سنگ

    -

    F

    ذرات غلات

    -

    G

     

     

    طبقه بندي ها

          در كنار طبقه بندي مناطق و مواد ها به طبقه بندي دما نيز احتياج داريم .

          چرا اين طبقه بندي مورد نياز است . در منطقه خطر كه گازها و بخارات قابل اشتعال متراكم شده اند ، يك سطح داغ مي تواند انرژي لازم براي انفجار را تامين كند . مجددا" اين طبقه بندي دما در سيستم IEC مي اندازيم . سيستم IEC و در ارتباط بادها )

     

    كلاس دما

    بيشينه دماي سطح

     

    Cّ

    T1

    450ّ

    T2

    300

    T3

    200

    T4

    135

    T5

    100

    T6

    85

          بايد به اين نكته توجه كنيم كه هر 3 اين طبقه بندي ها يعني طبقه بندي مناطق خطر ، طبقه بندي مواد خطر زا و طبقه بندي كلاس دما براي ايمن نگاه داشتن محيط هستند و بايد در كنار هم آن ها را دنبال كنيم . در جدول بالا T6 نشان حداكثر هاي سطح مي تواند 85Cّ باشد . اين چه معني مي دهد ؟ اين يعني اين كه اگر تجهيزاتي گرما توليد كند و دماي سطحي آن بيش از دماي قابل قبول شود به سنج اشتعال بالقوه تبديل مي شود .

     

    مثالي در ارتباط با طبقه بندي ها :

          محوطه اي را در بگيريد كه درآن دي سولفيد كربن نگهداري مي شود .( گازي بسيار قابل اشتعال كه در سيستم اروپايي در كلاس IIC طبقه بندي مي شوند . اين قابل تصور است كه دي سولفيد كربن ممكن است در يك زمان طولاني در فضا موجود باشد ، اما كمتر از 10000 ساعت در يكسال.

          در اين حالت ميتوان محيط را در فاصله 1 و IIC و T6 قرار داد . آخرين سجل كه T6 است طبقه بندي دما را به انتها مي رساند . اين منطقه ناحيه طبقه شده در وضعيت T6 قرار گرفته است چون كربن دي سولفيد در درجه حرارت 90^C قابل اشتعال است . بنابراين اگر چه بيشينه دماي سطح بايد كمتر از اين مقدار باشد اما اگر ناگهان اين ماده با سطح داغ تري برخورد پيدا كند به خاطر پتانسيل آتش گيري بالايي كه دارد احتمال انفجار زيادي دارد.

     

    سيستم آمريكاي شمالي

    بيشينه دما - C

    بيشينه دما - F

    كد

    450

    842

    T1

    300

    572

    T2

    280

    536

    T2A

    260

    500

    T2B

    230

    446

    T2C

    215

    419

    T2D

    200

    392

    T3

    180

    356

    T3A

    165

    329

    T3B

    160

    320

    T3C

    135

    275

    T4

    120

    248

    T4A

    100

    212

    T5

    85

    185

    T6

     

    سيستم اروپايي / IEC داراي رده بندي از T1 تا T6 است . چنين طبقه بندي در سيستم آمريكايي شمالي نيز ديده مي شود . به هر حال بعضي بخشها داراي زير بخش هايي هستند كه كوچكتر مي شوند ، مثل T2A , T2B , … براي مقايسه و جمع بندي طبقه بندي ها كه بر اساس مواد و درجه اشتغال سطحي به جدول زير نگاهي مي اندازيم.

    طبقه بندي دما

    بيشينه دماي سطح

    IIA

    IIB

    IIC

    T1

    C 450

    متان آمونيوم

    -

    هيدروژن

    T2

    C 300

    بوتان

    اتيلن

    -

    T3

    C 200

    كروزن سيلكوهگزين

    -

    -

    T4

    C 135

    استر آلدئيد

    دي اتل اتر

    -

    T5

    C 100

    -

    -

    -

    T6

    C 85

    -

    -

    كربن دي سولفيد

     

    بعضي ديگر از استانداردها و راهنماها

                راهنماي ATEX

                استاندارد ATEX در اتحاديه اروپا به كار مي رود اين استاندارد تجارت آزاد را در اتحاديه اروپا با همسو كردن نيازهاي حقوقي و فني براي محصولاتي كه در شرايط انفجاري به كار مي رود تهسيل مي كند . اين استاندارد براي تجهيزات الكتريكي و غير الكتريكي و سيستم هاي حفاظتي به كار مي رود . اين استاندارد از اول ژولاي 2003 اجباري شده است . استاندارد ATEX تجهيزات بسياري را شامل مي شود . اين دسته شامل لوازمي است كه در كارخانه هاي پتروشيمي ، معدن و يا شايد جاهايي كه امكان انفجار وجود دارد به كار مي رود . به عبارتي 3 پيش شرط براي به كارگيري اين استاندارد وجود دارد :

    1-      تجهيز بايد خودش منبع آتش سوزي باشد .

    2-      تجهيز در محيط قابل انفجار به كار برود .

    3-      تجهيز در شرايط نرمال باشد .

    4-      اين استاندارد همچنين شامل لوازمي است كه براي استفاده ايمن يا لوازم ايمني براي استفاده ايمن از تجهيزات را شامل مي شود . تجهيزات اخير ممكن است بيرون از محيط قابل انفجار هم به كار رود.

    سيستم علامتگذاري ATEX

    علامتگذاري در ATEX متفاوت است . علامتگذاري AT شامل 3 چيز زير است .

    1-      گروه تجهيزات

    2-      شاخه تجهيزات

    3-      گروه مواد

    در ادامه اين 3 گروه را توضيح مي دهيم .

    گروه تجهيزات

    اين گروه نشان دهنده محل قرارگيري تجهيزات است كه آيا در معادن هستند يا خير ؟

    زير گروه I براي استفاده در مناطق معدني است خصوصاً معادن زيرزميني كه خطر نشت گاز معدن در آنها وجود دارد .

    زير گروه II تكميل كننده تجهيزات است كه براي بقيه مكانهاي خطر كه در زير گروه اقرار ندارند ، مورد استفاده قرار مي گيرد .

                شاخه تجهيزات

                اين دومين تكه از اطلاعات مورد نياز براي تشريح سطح امنيت مورد نياز است . اين شاخه به 3 زير سطح تقسيم مي شود . كه آنها را به نام هاي زير شاخه 1 ، زير شاخه 2 ، زير شاخه 3 مي شناسيم .

                زير شاخه 1:

          براي تجهيزاتي كه در سطح بالايي از ايمني قرار داشته باشند . از اين شناسه استفاده مي كنيم كه در نهايت در برگيرنده 2 ابزار مستقل حفاظتي هستند .

    زير شاخه 2 :

          اين دسته شامل تجهيزاتي هستند كه تنها در بردارنده سطح ايمني را ابزار حفاظتي هستند . البته اين سطح هم جزء سطوح بالاي ايمني هستند .

    زير شاخه 3 :

          اينها تجهيزاتي هستند كه از سطح عادي توجه و مراقبت برخوردار هستند .

    گروه مواد

    آخرين قسمت اطلاعات ، موارد مربوط به مواد هست .

    G براي توصيف موقعيت حفاظت از انفجارهايي است كه در فضاهايي اتفاق مي افتند كه شامل ، گازها ، بخارها ،‌ و يا غبارها هستند.

    D براي توصيف ايمني انفجارهايي كه در محيط هاي پر ذره استفاده مي شود. ما تمامي اين موارد را در جدول زير نشان مي دهيم .

    شاخه تجهيزات

    طبقه IEC

    نوع حفاظت

    G 1

    طبقه 0

    2 ابزار مستقل حفاظتي

    2 G مورد نياز است

    طبقه 1

    1 ابزار مستقل حفاظتي

    3 G مورد نياز است . البته G 1 و يا G2 هم قابل قبول است .

    طبقه 2

    سطح 1 ايمني كه متمركز بر عمليات معمول است .

     

    D1

    منطقه 20

    2 ابزار مستقل حفاظتي

    D2

    منطقه 21

    1 ابزار مستقل حفاظتي

    D3

    منطقه 22

    1 سطح ايمني كه متمركز بر عمليات معمول است.

     

     

     

    توجه كندي كه سه طبقه بندي زير سيستم ATEX بستگي كاملي به طبقه بندي نرمال كه شامل تناسب كاملي از مناطق ، گروه ها و طبقه بندي هاي دمايي هستند ، دارد .

    شما مي توانيد اطلاعات بيشتري در خصوص سيستم ATEX را در آدرس زير بدست آوريد .

    http://ec.europa.eu/enterprise/atex/guide/index.htm

          گرچه ايالات متحده غالباً سيستم طبقه بندي آمريكاي شمالي را كه پيشتر توضيح داديم دنبال   مي كند . اما همچنان يكي از اعضاي IEC است و بايد هماهنگ با استانداردهاي IEC ، استانداردهاي ملي خودش را تدوين كند . به معناي ديگر ايالات متحده نيز همگام با معنا شناسي ناحيه حركت مي كند تا معنا شناسي منطقه ها و گروه ها . بنابراين ماده 505 بيان كننده شاخص هاي مالي الكتريكي هستند كه در سال 1996 مناطق خطرناك را بر اساس محتواي استانداردهاي ناحيه ها ، طبقه بندي كرد تا بر اساس منطقه بندي .

    به هر حال بايد اين مطلب را درك كرد كه ، پيش نيازهاي اين سيستم دقيق معادل سيستم IEC نيستند و تفاوتهايي هنوز وجود دارد . اما مفهوم همپوشانندگي يكسان است .

          اجر شما گيج شده ايد يا قاطي كرده ايد ، نگران نباشيد ، شما تنها نيستيد . خيلي از افراد احساس مي كنند اين 2 سيستم عليرغم داشتن مفاهيم عالي در اين دهكده جهاني قادر نيستند براي مدتي طولاني (تا ابد) مستقل از هم حركت كنند . در نهايت امروزه حركتهايي جهت يكسان كردن و تلفيق كردن اين دو سيستم داخل يك واحد منسجم ديده مي شود . اين حركت به نامه هماهنگي در استاندارد سازي شناخته مي شود .

          حركت براي هماهنگ كردن مناطق خطرناك و استانداردهاي حفاظتي انفجارات به نام تصوير IEC EX شناخته مي شود .

          شما مي توانيد اطلاعات بيشتر و نمودارهاي راهنما كه تصوير IECEX را همراه با نيازمندي هاي ATEX در بردارند را در سايت زير پيدا كنيد .

    http://www.iecex.com

    چگونه اين طبقه بندي منطقه اي را استخراج كنيم ؟

    اكنون به مهمترين قسمت اين كتاب رسيده ايم ، چگونه اين طبقه بندي منطقه اي را استخراج و پياده كنيم ؟

    همانطور كه پيشتر ديديم يك موقعيت خطرناك و يا طبقه بندي شده ممكن است هم در ناحيه 5 باشد و هم در ناحيه 1 و هم 2 (در سيستم اروپائي) . سيستم آمريكايي فقط 2 نوع طبقه بندي دارد . منطقه 1 يا 2 صرف نظر از مفهوم سيستم ، روش تشريح منطقه بندي يادآور مفهوم يكساني است . فقط به دليل اينكه يك ناحيه يا منطقه در بردارنده مقاديري از مواد خطرناك هست ، به طور اتوماتيك ناحيه 0 يا 1 يا نواحي مشابه به جاي نخواهد گرفت . عوامل بسيار زيادي وجود دارند كه در اين طبقه بندي ها تأثير مي گذارند . ما بعداً به اين موارد بر مي گرديم .

    نكات بيشتري براي تذكر وجود دارد كه قبل از تشريح مثالهاي اين كتاب آنها را در زير توضيح خواهيم داد

    افسانه هاي طبقه بندي نواحي

     

    افسانه هاي زيادي در ارتباط با طبقه بندي نواحي وجود دارد . در زير به برخي از آنها اشاره مي كنيم .

    افسانه 1

    داخل يك لوله / مجرا هميشه ناحيه 0 است .

    شرح ناحيه 5 را به ياد بياورد كه مي گفت ، ناحيه 0 جايي است كه گازهاي قابل اشتعال و بخارات و تركيب هوا به طور پيوست وجود دارند و يا براي دوره اي طولاني ( بيش از 100 ساعت در سال در آن ناحيه هستند . تصور اين مطلب مي تواند منجر به يك پايان وحشتناك بشود كه داخل مجراهايي كه بخارات در آنها جاري هستند همواره داراي شرايط ناحيه 0 هستند . البته هميشه هم همينطور نيست . محفظه بخار در راكتورها ممكن است توسط بخارات و يا گازهاي قابل اشتعال ، اشباغ شده باشد و در نهايت اين وضعيت خطرناكترين موقعيت را دارد و انفجاري مانند اين بالاترين است . بنابراين اين تنهاي يك تركيب اكسيژن و بخار است اما نه يك انفجار بخار و اكسيژن . لطفاً در برآورد ميزان خطر دقت كافي را مبذول نمائيد كه چنين مناطقي بايد در چه ناحيه اي قرار داشته باشند . Reactor's agator                                                                       

    مثال

    يك رآكتور بايد بتواند فعل و انفعالات ناشي از چرخه هيدروژن را تحمل كند . در طي اين فرآيند گاز هيدروژن در محفظه بخار وجود دارد اما اكسيژني آنجا نيست . در اين مثال داخل لوله هاي گاز ناحيه 0 در نظر گرفته شده اند ، و اكسيژني وجود ندارد و بنابراين هيچ تركيب اكسيژن و هيدروژه قابل انفجار و اشتعال نخواهد بود . به هر حال ، اطراف مجاري عبور بخار در ناحيه 1 يا ناحيه 2 طبقه بندي شده اند كه اينها هم بستگي به يكسري زير فاكتور دارد ، مانند شدت نشت هيدروژن به خارج محل پيچ ها و بست ها ، محل مهر و موم آشوبكر رآكتور ، اطراف سيستم هاي واشر و .... اگر بتوانيم از يك بست مهر مكانيكي در اطراف پيچها و بستها لوله ها استفاده كنيم ،‌مي توانيم مقدار نشتي هيدروژن را به حداقل برسانيم و واشرها را نيز حفظ كنيم . در طبقه بندي بايد چنين جزئياتي را مدنظر داشته باشيم .

     در محفظه هاي بخاري كه نيتروژن را نگهداري مي كنند . آن را به صورت تحت پوشش نگه دارند به همين علت كوچكترين فرصتي جهت نشت و تركيب با اكسيژن و انفجار پديد نمي آيد .

    بنابراين داخل اين تانكها جزء ناحيه 0 نخواهند بود . البته اگر اين تانكها داراي شيرهاي تخليه باشند ، اين شيرهاي تخليه ممكن است مقداري بخار را در هوا بدمند كه ناحيه اطراف آنها خطرناك خواهد بود و در ناحيه 0 يا 1 طبقه بندي مي شوند .

    افسانه 2

    ايمن بودن بهتر از تاسف است ، بنابراين اگر در موردي شك داشتيد ،‌آن را ناحيه بدانيد .

    چيزي از اين كار خطرناك تر نيست ، شما نمي توانيد همه جاي كارخانه را ناحيه ، بدانيد زيرا چنين چيزي در اغلب كارخانه هاي مدرن صحت ندارد.

    بنا به قواعد زيست محيطي بسياري از كشورها ،‌ فرم هاي LDAR كشف نشتي و رفع آن ) ،‌فرايندهاي بهينه سازي و مهندسي مجدد در سال هاي گذشته و توسعه فناوري هاي جديد ، ميزان نشتي مواد شيميايي خطرناك را كمتر از گذشته كرده است .

    بسياري از پمپ هاي مواد آتش زا را حمل مي كنند ،‌عايق هاي مكانيكي دارند كه نشتي را كاهش مي دهد . شيرها بهتر شده اند و از آنها چيزي نشت نمي شود . بسياري از بخارات گازي سوزانده يا جمع آوري مي شوند . همه اينها بدان معناست كه ناحيه . و حتي ناحيه 1 نسبت به گذشته بسيار كاهش يافته است .

    افسانه 3

    بهتر است كه فرايند هاي خطرناك در محيط بسته باشد تا فضاي باز.

    اين مسئله به خود ناحيه خطرناك مربوط نمي شود . و به راحتي كاركنان مربوط مي شود.

    به نظر اين گونه مي آيد كه وقتي راحي خطر ناك را طبقه بندي مي كنيم ،‌جاهايي در ساختمان قرار دارند ،‌خطرناك تر دانسته مي شوند.تنها دليل آن مسايل تهويه است . از نظر مديريت نواحي خطرناك ،‌نواحي باز با تهويه بهتر ايمني تر از مناطق بسته هستند.

     

    افسانه 4

    نواحي بيرون از ناحيه . 1 و 2 ايمني هستند .

    درست است مناطق كه به عنوان نواحي خطرناك شناخته نمي شوند ، ايمني هستند . اما اين مسئله 100% نيست . منطقه اي كه خطرناك شناخته شده است ،‌هنوز با ميزاني از خطر همراه است و ممكن است در آن بخار ات قابل اشتعال وجود داشته باشد .براي مثال اگر در ناحيه اي حدود 8 ساعت در سال بخارات قابل اشتعال وجود داشته باشد . اين ناحيه ايمني تر از ناحيه 2 است . اما كاملا" ايمني نيست ، هنوز احتمال آتش سوزي در اين ناحيه وجود دارد ، هر چند اين احتمال اندك است . نمي توانيد اين ناحيه را به اندازه ناحيه اي كاملا" ايمني – كه واقا" ايمني و عاري از بخارات قابل اشتعال است امن بدانيد.

    مثال

    موضوع بالا – نواحي ايمني – در هنگام تحقيق در باره انفجار BUACEFIELD شيب فوق العاده اي يافت . در اين آتش سوزي ابري از بخارات آتش زا به منطقه اي كه ايمني داشته باشد ، نفوذ نفوذ كرد و در آنجا در مجاورت منبع آتش قرار گرفت . اين منبع ميتواند يك بخاري باشد كه به دليل ايمني داشتن منتطقه از روشن كردن آن جلوگيري نمي شود . آتش سوزي به انفجار 23 تانكر بزرگ سوخت منجر شد و 43 زخمي بر جا گذاشت .آتش 5 روز دوام آورد . جزئيات اين حادثه را مي توانيد در پيوند httpz//www.buncefieldnvestion.90vjk بخوانيد.

     

    منابع نشتي

    اولين گام طبقه بندي نواحي شناسايي منابع نشت بخارات آتش زا ست و چندين راه متفاوت براي نشت وجود دارد كه در ادامه توضيح مي دهيم .

    نشت پيوسته

    اين حالت زماني رخ ميدهد كه در طي يك عمليات نرمال ، بخارات و يا گازهاي قابل اشتعال به شكل پيوسته يا در يك بازه زماني طولاني با هوا در حال تركيب شدن هستند و اين فرآيند در نهايت باعث ايجاد يك تركيب گازي انفجاري خواهد شد.

    نشت اوليه

    اين منبع زماني ايجاد مي شود كه بخارات و گازها ناگهان در محل خودشان خارج شوند ، در طي يك عمليات نرمال اين وضعيت ،‌و خروج ماگهاني گازها مي تواند عاقبت فاجعه آميزي مثل انفجار را در پي داشته باشد .

    نشت ثانويه

    اين اصطلاح زماني كاربرد پيدا مي كند كه گازها در يك وضعيت خاص توانايي خروج را داشته باشند و اين تنها زماني رخ مي دهد كه وضعيت روند ادامه عمليات از حالت نرمال خارج شود . بنابراين چنين بخاراتي ميتواند در اثر تركيب با هوا حالت نشتي انفجاري پيدا كند .

     

    ارتباط بين منابع نشتي و ناحيه هاي خطر

    بعضي از خواننده ها مي تواند به سرعت ارتباطي بين منابع و ناحيه ها پيدا كنند ، آنها نشت پيوسته را با ناحيه 5 نشت اوليه را با ناحيه 1 و نشت ثانويه را با ناحيه 2 مرتبط مي نمايند . اما ارتباط بين اين ها به اين سادگي نيست .چرا ؟

    به سادگي به دليل تهويه و جريان حركت هوا كه ميتواند نشتي را به مناطق دوردست ببرد يا غلظت آنها را در محوطه رقيق كند و آن را زير سطح LEL بياورد.

    بنابراين ما بايد حتما" وضعيت غلظت و تهويه هوا هم در زير نگاهي بيندازيم .

    جريان و حجم غلظت

    افزايش غلظت مي تواند معمولا" منجر به پائين آمدن سطح طبقه بندي مناطق شود كه قبلا" در آن باره صحبت كرديم . منطقه 1 به منطقه 2 تبديل مي شود وقتي كه بخارات به سادگي متفرق شوند . به ياد داشته باشيد كه خطر تركيب بخار / هوا به خودي خود پتانسيل مشتعل شدن را دارد . گاز تنها به خودي خود چنين توانايي را ندارد. پس به شكل منطقي اگر ما بتوانيم توسط هوا رقيق شدن تركيب را بالا ببريم ،‌ممكن است بتوانيم غلظت گاز را تا سطح پائين تري از حد خطر پائين بكشيم . در نتيجه مي توانيم خطر را پائين بياوريم . بنابراين به عنوان يك رويه ، اولين قدم بايد از افزايش علظت منطقه خطر آگاه باشيم .

    مثال

    يك پمپ را در نظر داشته باشيد كه بالاي يك مخزن واقع شده است . اين مخزن ممكن است حاوي مايعات خطرناك باشد ( كه ممكن است داراي بخارات قابل اشتعال در حال تركيب با هوا باشد .) از زماني كه اين تجمع در يك موتورخانه در بسته مستقر مي شود ،‌سطح تركيب بخارات خطرناك كم كم اوج ميگيرد . بنابراين ، اين نقطه به عنوان خطر شماره 1 طبقه بندي مي شود . اين وضعيت خيلي بيشتر به زماني است كه گاز هاي خطرناك و تركيب بخاري آنها براي مدتي طولاني در يك اين جا حاضر بوده باشد . در نمودار زير اين وضعيت نمايش داده شده است :

     

                       
       
         
         

    منطقه 2

             

    منطقه 1

     
     
     
     
     

     

     

     

     

                  

    مخزن                                           محل نشت

    Fig 6

    وضعيت منطقه خطر ،‌بستگي مستقيمي به عوامل بسيار زيادي باشد مثل درجه تهويه گازها كه اين حجم حاصل آزاد شدن بخارات از پمپ است . ( مثال نشت از كنار بست توجه كنيد ) .

    يكي از كارهايي كه ميتوان براي پيشگيري از وقوع انفجاري انجام داده نصب يك فن با اينكه است كه تهويه مناسبي را تامين كند بنابراين هواي داخل موتور خانه ( اتاق پمپ ) به وضعيت انفجاري تبديل نمي شود . اين كار باعث كاهش وسعت منطقه خطر مي شود.

    حالا برگرديم به همان وضعيت پمپ در مثال ، اگر اين پمپ را در هواي آزاد نصب كنيم ، تجمع بخارات قابل اشتعال به سادگي در هوا پخش شد و در نهايت سطح غلظت پائين خواهد آمد . در نتيجه احتمال اين كه محيط اطراف اين پمپ به مرحله انفجار برسد الان بسيار پائين تر هست و طبقه بندي اين منطقه خطر مي تواند به منطقه 2 محدود شود و يا اصلاً خطرناك تلقي نشود .

     

     

    منطقه 1

                                                                                                                             

     

    منطقه 2

                                                                                                                             

     

           
     
       
     

     

    آب انبار                                                 

    Fig 7

    راهنماي قدم به قدم براي طبقه بندي يك ناحيه

    مثل هر پروژه اي ، طبقه بندي يك ناحيه مي تواند به مراحل گوناگوني تقسيم شود . پس از تكميل اين مراحل ( قدم ها ) ما مي توانيم منطقه را با پرسش طبقه بندي كنيم . پس از بررسي قدم به قدم اين مراحل يك نمونه واقعي را بررسي مي كنيم كه مربوط است به يك محوطه نگهدارنده تانكر . اين مثال باعث مي شود كه مطلب را به درستي دريابيد .

    قدم اول :

    تصميم بگيريد كه كدام يك از استانداردها را مي خواهيد استفاده كنيد . طبقه بندي مي تواند بر اساس سيستم استاندارد به سياست كمپاني و قواعد محلي داشته باشد .

    قدم دوم :

    نقشه ابزار يا ماشين آلات ساختماني را چك مي كنيم كه آيا اين ابزار حاوي مقدير زيادي از مواد قابل اشتعال هستند ؟ مقدار زياد منظورمان بسيار زيادتر از ميزاني است كه در يك آزمايشگاه كوچك موجود است . اهميت اين نكته به خاطر اين است كه ميزان بالاي مواد قابل اشتعال به معناي بالا رفتن خطر است .

    قدم سوم :

    اگر ماشين آلات داراي مواد قابل اشتعال باشند ، بايد بدانيم كه چه هستند ؟ در چه طبقه بندي درجه حرارتي يا نوع ماده اي هستند ؟ بقيه اطلاعات لازم ديگري مثل نقطه اشتعال ،‌دماي احتراق خود به خودي ،‌چگالي گاز / بخار ( اين كه آيا از هوا سبك تر است يا نه ؟ ) اين اطلاعات را در يك تابلو ياد داشت كنيد و بعد آنها را دسته بندي كنيد تا بتوانيد آنها – آن طور كه لازم است طبقه بندي كنيد.

    قدم چهارم :

    ماشين آلات را به واحدهاي مجزا طبقه بندي كنيد ، اگر هنوز اين كار انجام نشده . سپس اين واحدهاي مجزا را كلاسه بندي كنيد . مثل محوطه نگهداري تانكرها يا يك واحد تقطير آنها را همچنين از نظر وضعيت نشست هم طبقه بندي كنيد . اين اطلاعات را يك نمودار مجزا ياداشت كنيد و سپس محل قرارگيري اين تجهيزات را در يك نقشه مادر معين كنيد .

     

    قدم پنجم :

    وضعيت تهويه هوا را بررسي كنيد . آيا يك ساختمان بسته است ؟ يا در يك هواي آزاد قرار دارد ؟

    وضعيت فرش باد چگونه است ؟ آيا جهت فرش باد در طول روز تغيير ميكند يا خير از يك وضعيت پايدار برخوردار است؟

    اگر در يك ابر از بخارات حاصل آيد با كمك فرش باد به چه ميزان از محل دور خواهد شد ؟ آيا محلي وجود دارد كه بخارات در آنجا گير بيفتند؟ توجه كنيد بعضي از مواد مثل بخار اتيلن ، پس از نشت گرايش به تجمع دارد و حتي در يك محيط بسيار كوچك هم قادر به تجمع است حتي اگر شما تمام محل را توسط يك مكنده گاز پاكسازي كنيد ، نبايد مطمئن باشيد تا تمام محل را چك كنيد

    از طرف ديگر هيدروژن تمايل به بالا رفتن دارد چون از هوا سبك تر است ، بنابراين وقتي كه از بالاي مخزن نشت مي كند نمي توانند به سمت زمين حركت كند و شما آن را رديابي كنيد .

    قدم ششم :

    بر اساس يافته هاي قدم هاي 5 و 6 و استانداردهايي كه انتخاب كرده ايم و مناطق خطري كه مشخص كرده ايم يك طرح اوليه مناطق درست مي كنيم ( هم نقشه و هم ارزش گذاري ها ) . اين مقادير مي توانند حاوي اطلاعات نقاط نشت كه در قدم 4 معلوم كرديم هم باشند . برخي استانداردها حداقل فاصله از منبع نشتي را تعريف مي كنند و آن را ناحيه 0 مي دانند . اين فاصله ها را مشخص كرده و معلوم مي كنند كه تا چه ميزان خطرناك هستند .

    قدم هفتم :

                اين نواحي خطرناك را با توجه به استانداردهايي كه انتخاب كرده ايد به مناطق مختلف تقسيم كنيد .

    نمونه عملي طبقه بندي نواحي

                نمونه اين كه در ادامه مي آيد مجموعه مخزني در هيدروكربن ها است كه فرآيند را روشن تر شرح دهد. اين مخازن شامل 3 مخزن است كه يكي از آنها 100 متر مكعب و دو تاي ديگر 50 متر مكعب هستند . اين مخازن براي ذخيره سازي هيدروكربن هاي مختلفي كه قابليت اشتعال بسياري دارند در نظر گرفته شده اند اين مواد پائين تر از گروه IIA , IIB هستند . مخازن مورد اشاره در زمين بازي در نزديكي كارخانه اصلي قرار دارند . سقفي براي اين مخازن ساخته نشده چون هواي اين منطقه خوب بوده و نور خورشيد مشكلي براي مخازن ايجاد نمي كند . سيستم نيتروژن نيز براي كاهش نشتي بخارات پيش بيني شده است . شيرهاي اطمينان نيز در هر سه مخزن وجود دارد . مقررات نيز دسترسي به محل ذخيره سازي هيدروكربن ها را با فنس كشي به افراد مجاز محدود كرده است . قدم هاي 1 تا 0 كامل شده اند . دي اين مثال طبقه بندي بر اساس استاندارد IEC انجام شده است .

                بنابراين منبع نشتي شناسايي شده و مطابق شكل نمايش داده شده راهنماي اين تصوير در شكل زير آمده است .

                توجه داشته باشيد كه با وجود سيستم پوشش گاز ناحيه 0 نداريم و در ادامه وضعيت طبقه بندي مناطق خطر را در صنايع بحث مي كنيم . اين كه چگونه بر كارخانه اثر مي گذارند براي بهبود وضعيت چه كاري مي توانيم انجام دهيم .

    پيامدهاي طبقه بندي ضعيف مناطق

                اين كه چگونه مناطق خطرناك را طبقه بندي مي كنيد يكي از مهمترين مسائل است . البته به آن توجه نمي شود و اغلب مورد غفلت واقع مي شود . چرا اين گفته است ؟ چون شيوه اي كه با آن مناطق خطرناك طبقه بندي مي شوند تاثير بسياري بر هزينه هاي كارخانه دارند . مشكل اين جا است كه اين هزينه ها در صورتهاي مالي شفاف نيستند و در هزينه هاي بهره برداري و نگهداري و تعميرات و بالا رفتن هزينه هاي سرمايه اي پروژه هاي جديد خود را نشان مي دهند . چگونه اين اتفاق مي افتد . مطابق زير اين موضع را شرح مي دهد :

    طبقه بندي سختگيرانه

    اگر كسي كه كار طبقه بندي را انجام مي دهد به اشتباه مناطق به طور سختگيرانه طبقه بندي كند مجبور هستيد بي جهت هزينه هاي اضافي را متحمل شويد . طبقه بندي سختگيرانه چيست ؟ خيلي ساده مي توان گفت ، يعني "خطرناك خواندن منطقه اي كه خطرناك نيست " . چگونه اين كار هزينه هاي را بالا ميبرد ؟ با تحميل خريد و نگهداري تجهيزات ضد انفجار گراني كه چندان به كار نمي آيد . دوم ، از آنجا كه منطقه خطرناك نيست شما بي جهت ناگزير هزينه بيشتري براي ايمني آن مي پردازيد . مثل اين است كه هنگام صرف غذا در خانه كلاه ايمني سر خودمان بگذاريم . شناسايي يك منطقه به عنوان منطقه 1 در حاليكه در واقع منطقه 2 است نيز نوعي طبقه بندي سختگيرانه است . اين كار مانع از بكارگيري تكنيك هاي با هزينه كمتر كه در ناحيه 2 به كار مي آيد است .

    در ناحيه 1 به كار نمي رود مي شود . بدتر اينكه اگر در كارخانه نواحي خطرناك بسياري داشته باشد ، به سختي مي توانيد ميدان را براي اضافه كردن اين مناطق جديد مجاب كنيد . اگر ناحيه اي خطرناك نباشد اما سالها پيش آن را خطرناك دانسته باشند ، وضعيتي تراژيك محسوب مي شود . علاوه بر اين شركت بيمه نيز به دليل وجود مناطق خطرناك متعدد مقادير زيادي را به شركت شارژ مي كند .

    به طور خلاصه طبقه بندي سختگيرانه پيامدهاي زير را دارد :

    1-      افزايش هزينه هاي سرمايه اي در پروژه جديد با توجه به تجهيزات خاص گران قيمت مورد نياز

    2-      افزايش هزينه هاي بهره برداري و تعميرات تجهيزات موجود تعويض قطعات گران تر از نگهداري و تعميرات زمان بر و دشوار تر مي شود و هزينه ها بالا مي رود .

    3-      بي دليل در جامعه كارخانه شما خطرناك تلقي مي شود. توجه كنيد كه افراد عادي منطقه خطرناك و بد ريسك به يك معني است .

    4-      افزايش هزينه هاي بيمه

     

     

    طبقه بندي سهل گيرانه – بازي با آتش

    طبقه بندي سهل گيرانه منطقه اي را كه واقعاً خطرناك است بي خطر مي شمارد . اين امر ممكن است به دليل غفلت يا ناآگاهي مهندس طراح رخ بدهد و يا اينكه طرح اوليه بدون طبقه بندي مجدد مناطق خطر تغيير كند . چنين چيزي از طبقه بندي سختگيرانه موضع جدي تري است . شما بلافاصله بعد از طبقه بندي هر ناحيه به منطقه خطرناك استاندارد هاي ؟؟؟؟؟؟؟ را براي آن منطقه دنبال مي كنيد . نصب تجهيزات ضد انفجاري كه براي آن منطقه مناسب است را پي مي گيريد . به اين ترتيب هزينه ها شامل ضايعات انساني با طبقه بندي مناسب مناطق خطر بهينه مي شود . در يكي از موارد تراژيك اخير در آمريكا انفجار بزرگي از گرد و غبار رخ داد . طبقه بندي نادرست و استفاده از تجهيزات الكتريكي نامناسب در اين منطقه خطرناك علت اين فاجعه بود . متاسفانه 6 نفر در اين حادثه از بين رفتند به طور خلاصه طبقه بندي سهل گيرانه پيامدهاي زير را دارد .

    1-      افزايش ريسك در كارخانه اين كه كسي از آن مطلع باشد (به ويژه مديريت ارشد)

    2-      در مواقع بروز حادثه و كلاً در مقصر دانستن شركت پيروز مي شوند .

    3-      مطبوعات براي شركت دردسر ايجاد مي كنند و يا حتي ممكن است حيات آن را بخطر بيندازند.

    بنابراين طبقه بندي دست مناطق خطر چيزي بين طبقه بندي سختگيرانه و سهل گيرانه است كه همه به دنبال آن هستند .

    و اكنون چه بايد بكنيم ؟

    اين مشكلات چگونه قابل حل هستند ؟ با انجام مميزي تجهيزات موجود و شناسايي مناطق خطر مطابق با استانداردها و آموزش پرسنل در مورد طبقه بندي مناطق مي توان بر اين مشكل غلبه كرد . هر كسي كه در مناطق خطر كار كند بداند كه اين منطقه خطرناك است و اين مسئله تنها با آموزش رسمي انجام مي شود اما شيوه تدريس معلوم همواره سودمند نيست و در محيط كسب و كارهاي امروز كه جانشين براي فردي كه به آموزش فرستاده مي شود در دسترس نيست ، چنين رويكردي بسيار پر هزينه است . بنابراين دوره هاي آموزش الكترونيك تنها شيوه اي است كه براي آموزش پرسنل عملياتي به طور مؤثر و مستمر با هم است . شيوه هاي حفاظت از انفجار الكتريكي ايمني را افزايش مي دهد و اتفاقات خطرناك و هزينه ها را كاهش مي دهد .

    وقتي از استاندارد IEC پيروي مي كنيم شيوه هاي متفاوتي از حفاظت در برابر انفجار براي تجهيزات الكتريكي وجود دارد . پر كاربرد ترين اين شيوه ها ايمني ذاتي ، افزايش ايمني .

    به هر حال وقتي مي توانيم از بين چند روش براي جلوگيري از انفجار انتخاب كنيم ، اين انتخاب به هزينه آن بستگي دارد .

    مي توانند دوره آموزشي الكترونيكي درباره مناطق خطرناك را از اينترنت دريافت كنيد و بيشتر در اين باره بياموزيد . هزينه آن نسبت به آموزش حضوري بسيار كمتر است .

    مثال 1 :

    براي مثال وقتي كارخانه اي در جاهاي مختلف ناحيه 0 ، 1 و 2 داريم ، در ناحيه 0 منطقه فقط مي توانيم از ايمني ذاتي استفاده كنيم . اما در ناحيه 1 و 2 مي توانيم از هر دو شيوه ايمني ذاتي و شيوه هاي ضد انفجار استفاده كنيم . در ناحيه 2 علاوه بر دو روش مورد اشاره از افزايش سطح ايمني نيز استفاده كنيم .

    در اين مثال ، اگر در همه جا از روش ايمني ذاتي استفاده كنيم ، طراحي و نگهداري آسان مي شود . آموزش تكنسين ها به دليل محدود بودن شيوه ها و تجهيزات آسان تر مي شود . و تعداد يدكي در انبار نيز كاهي مي يابد .

    به عبارت ديگر با وجود بالاتر بودن هزينه هاي اوليه نصب تجهيزات ايمني ، هزينه كل در طول دوره عمر كمتر خواهد بود . اما اگر طراح تصميم بگيرد كه از شيوه هاي متفاوت حفاظت در مناطق استفاده كند ، با دستور العمل هاي متعدد در مناطق خطرناك روبرو خواهيم بود . اين موضوع باعث سر در گمي تكنسين هاي نگهداري شده و ممكن است به اشتباهات خطرناكي منجر شود . اجبار به استفاده از تجهيزات متعدد در انبار نيز از ديگر معايب اين نوع طراحي است .

    مثال 2 :

    مثال ديگر كارخانه اي است كه سالها پيش طراحي شده است و در همه جا از شيوه پاكسازي استفاده كرده است . اين شيوه در گذشته مشكل ساز نبوده است . اما با افزايش هزينه هاي فشرده سازي هوا و نيتروژن ، هزينه حفاظت در برابر انفجار نيز افزايش يافته است . در چنين شرايطي استفاده از روش هايي مثل افزايش سطح ايمني يا ايمني ذاتي ، اين مشكل برطرف خواهد شد .

    مثال 3 :

    مثال ديگر جايي است كه هيج تجهيزات برقي در ناحيه 0 و 1 نيست اما در ناحيه 2 تجهيزات برقي به كار مي رود . در اين شرايط مي توان از شيوه هاي اطفاي حريق كه ارزان تر از شيوه هايي مثل اميني ذاتي هستند ، استفاده كرد.

    بنابراين شيوه حفاظت در برابر انفجار الكتريكي كه استفاده مي شود ، عامل مهمي است كه مي تواند بر هزينه دوره عمر بسيار مؤثر باشد . انتخاب درست به ايمني بهتر با هزينه كمتر منجر مي شود .

    بدتر اين است كه از تجهيزات الكتريكي نامناسب در مناطق خطر استفاده كنيم . به عبارت ديگر هر چند استفاده از يك تجهيز در يك منطقه مناسب باشد ، اما در همه جا اين طور نيست . براي مثال ، چيزي كه براي منطقه 1 ، گروه D, C مناسب است ، نمي تواند در ناحيه 1 ، گروه B به كار گرفته شود . بنابراين طراحي نامناسب بسيار اتفاق مي افتد و به حادث منجر مي شود .

    مثال 4 :

    در نمونه اي در آمريكا در كارخانه اي كه اكسيد اتيلن ( گروه B در استاندارد NEC ) حمل مي كرد انفجاري رخ داد . تجهيزات الكتريكي اين منطقه براي گروه B مناسب نبود ، هر چند ضد انفجار بود. اين موضوع علت اصلي حادثه بود .

    اين امر نشان از نياز فوري به آموزش پرسنل مهندسي درباره تكنيك هاي حفاظت را مي رساند . آموزش اين افراد ،‌سرمايه هزاران دلاري شركت را حفظ مي كند و هزينه نگهداري را در طول عمر تجهيزات كاهش مي دهد . در اين جا نيز برنامه آموزشي الكترونيك سريع و ارزان است كه دانش لازم را به مهندسان منتقل مي كند .

     

    مثال 5 :

    در مناطقي كه ذرات گرد و غبار آتش زا وجود دارد ، بسيار حياتي است كه تميز كردن مستمر دوره اي آن انجام شود . ذرات گرد و غبار كه به نظر بي خطر مي رسند ، مي تواند به ايجاد ابري عظيم منجر شده و در شرايط مناسب آتش بگيرند . همچنين اطمينان حاصل كنيد كه تجهيزات الكتريكي در اين مناطق در برابر آتش گرفتن گرد و غبار ايمن هستند .

ارتباط با ما

  •   دفتر مركزي: تهران، بزرگراه آیت الله سعیدی، کیلومتر 13، مجتمع بزرگ امام رضا (علیه السلام)، طبقه همکف، واحد شماره 170
  •   مرکز آموزشی: تهران، خیابان حافظ، خیابان رود سرغربي، مركز آموزش هاي آزاد و مجازي دانشگاه خوارزمي
  •   تلفن : 55282218-88918349
  •   شماره همراه :09058105038
  •   ايميل : info@aifco.com